الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
28
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
پيامبر دو هزار درهم به او داد و از او معذرتخواهى كرد . فقير گفت : اگر تو عبيد اللّه نباشى ، از او بهتر هستى و اگر عبيد اللّه باشى ، امروز تو بهتر از ديروزت است . پيامبر ، چون اين سخنان را شنيد ، هزار درهم ديگر به او داد ، فقير گفت : اگر تو در ميان جمعيتى هستى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله در آن هست . آيا تو محمد صلّى اللّه عليه و آله هستى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بله . فقير گفت : قسم به خداوند كه درست گفتم ، ولى دچار شك شده بودم ، چون اين صورت زيبا و نورانى فقط از آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و يا خاندان او است . « 1 » شجاعت و دليرى پيامبر در شجاعت و دليرى در مرتبهاى بود كه به ذهن هيچكسى خطور نمىكرد . او در سختترين جنگها و صحنهها حضور مىيافت و ثابتقدم و استوار جنگ مىكرد و هيچگاه فرار نمىكرد و به دشمن پشت نمىنمود . فردى از براء ، از يكى از اصحاب پرسيد : آيا شما در جنگ حنين فرار كرديد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تنها گذاشتيد ؟ او گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرار نكرد و با صلابت جنگيد . آن مرد گفت : من پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در آن روز ديدم كه بر يابوى سفيدش سوار بود و ابو سفيان بن حارث افسار آن را گرفته بود و آن حضرت چنين رجز مىخواند :
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج ، ص 161 .